تبليغاتX
اعترافات یک ذهن خطرناک - شب زیبا

شب زیبا

راستشو بخواید ، فرصتی بود که همیشه دنبالش می گشتم . شرکت در یک مراسم اجرای زنده موسیقی – اونهم موسیقی ای که انقدر به اش علاقه داشتم – واقعا برام تبدیل به یک تمنای ویژه شده بود . و شاید به خاطر همین بود که در ده دقیقه ابتدایی کنسرت روی صندلی تمام تنم داشت می لرزید . تماشای اون سازها و دست هایی که رو شون ضربه می زد ، زخمه می زد و آرشه می کشید ، و البته صدایی که همانجا ، همان لحظه خارج می شد و به گوش ما می رسید ، خیلی دلپذیر و هیجان آور بود .

چقدر خوشحالم و خدا رو شکر می کنم که اولین حضورم در یک مراسم اجرای زنده موسیقی ، در همراهی با یک گروه کامل گذشت . اونهایی که موسیقی ایرانی رو دنبال می کنند حتماً اسم گروه « دستان » رو شنیدند – همین کار آخرشون با صدای سالار عقیلی : دریای بی پایان ، بسیار مورد توجه واقع شد – آدم هایی که در عین مهارت و استادی در اجرای موسیقی ایرانی ، به دنبال فضاهای جدید ، صداهای جدید و آواهای جدید می گردند . و چقدر هم موسیقی ایرانی به وجود این آدم ها نیاز داره .

به هر حال شب بسیار خوبی بود – جای شما سبز . یک شب زیبا و به یاد ماندنی از یک اجرای زنده کامل شورانگیز . کار همایون هم خیلی خوب بود و شعرهایی که خواند – از سعدی و عطار و حافظ و عراقی گرفته تا فریدون مشیری و سیاوش کسرایی و شفیعی کدکنی – همه زیبا بودند و دلنشین . شنیدم و بعد خواندم که شب اول اجرا – من در شب دوم حاضر بودم – شجریان بزرگ هم در سالن حضور داشت و عکس ها رو که تماشا می کردم به این فکر افتادم که حالا او خیالش از بابت ادامه کار و ادامه راه راحت شد !

 ضمیمه های مرتبط :

عکس‌هایی از حاشیه‌های آخرین شب کنسرت دستان و همایون

نگاهي به كنسرت همايون شجريان و گروه دستان

!! نوشته شده توسط امیر | 20:39 | دوشنبه چهارم شهریور 1387 •

RSS